پرش لینک ها

چکاوری13؛ داستان سرایی در کسب و کار

زمان مطالعه: 3 دقیقه

داستان و روایت، از دیرباز جریان پیوسته‌ای در زندگی بشر بوده‌ و علاوه بر جنبه‌ی تفریحی، امتیازهای جذابی در تجارت برای جوامع بشری داشته است. در سیزدهمین جلسه‌ی چکاوری، نازنین نقی زاده و افسانه سرایی از اهمیت داستان سرایی در کسب و کار برای سایر چکاوران گفتند.

چرا داستان؟

داستان سرایی و روایت گری از نخستین ابزارهای بشر جهت تعامل و داد و ستد اندیشه، کالا یا خدمت بوده‌است. ارتباط گرفتن راحت افراد با آن و سیر منطقی یک داستان، موجب می‌شود از محبوب‌ترین کانال‌های تعاملات بین فردی به حساب آید. از این رو در فضای کسب و کار هم بهره‌گیری بجای آن توصیه می‌شود.

فرآیند داستان

فرآیند داستان (وضع تعادل، قلاب، اوج، پایان)

برای آنکه بهتر اهمیت داستان سرایی در کسب و کار را درک کنید، در این قسمت ساختار کلی هر داستان به شما معرفی می‌شود. هر داستان از 4 بخش اصلی تشکیل شده‌است که عبارتند از:

  1. وضع تعادل
  2. قلاب
  3. اوج
  4. پایان

قهرمان هر داستان به طور معمول در وضع تعادل قرار دارد. ناگهان مشکلاتی تحت عنوان قلاب در مسیر حرکت او به سمت هدف قرار می‌گیرد. این موانع رفته رفته سخت‌تر می‌شوند و وضعیتی بحرانی را برای شخصیت قهرمان ایجاد می‌کنند. حال او باید تلاش کند برای گذر از آن‌ها راهکارهایی بیندیشد. در نقطه‌ی اوج داستان، قهرمان یا توانسته‌است به هدف برسد یا از رسیدن به آن ناکام می‌ماند. پایان داستان شرایط متعادلی را برای قهرمان به تصویر می‌کشد که با وضع تعادل اولیه یکسان نیست.

مزایای داستان سرایی در کسب و کار

1. ماندگاری بیشتر برند در ذهن ها

داستان یعنی تصویرسازی و تصویرسازی بهترین راهکار ماندگاری اطلاعات در ذهن انسان است. اگر پشت یک برند داستانی باشد و یا در بازاریابی از روایت‌گری استفاده کنیم، برند موردنظر برای مدت طولانی در ذهن مخاطب خواهد ماند و به راحتی آن را به یاد خواهد آورد.

2. جلوگیری از جبهه گرفتن مخاطب در برابر تبلیغ

از آنجا که داسان به روشی غیرمستقیم و زیرپوستی به بازاریابی می‌پردازد، نمی‌گذارد مخاطب جبهه بگیرد؛ بلکه او را با خود همراه می‌کند.

3. جلب اعتماد راحت‌تر مشتریان

سیر منطقی یک داستان، از بیان مسئله به صورت شفاف تا ارائه‌ی راهکار، موجب می‌شود فرد راحت‌تر به برند اعتماد کند.

روایت گری در کسب و کار

4. درگیر شدن احساسات مخاطبان

یکی از اصول تبلیغات حرفه‌ای، درگیر کردن عواطف جامعه‌ی هدف است. احساس همذات پنداری مخاطب با قهرمان داستان، احساسات او را به برند شما گره می‌زند.

5. جلب توجه با به چالش کشیدن افراد

در پستی و بلندی‌های یک روایت داستانی، افراد همزمان با قهرمان داستان به چالش کشیده می‌شوند و همین امر توجه آن‌ها بیشتر به برند موردنظر معطوف می‌کند.

6. تمرکز بر نیاز مخاطب با داستان سرایی در کسب و کار

در داستان سرایی، حل مشکل بر مزیت پیشنهادی مقدم است.

در داستان سرایی، تمرکز بر نیاز مخاطب و حل مشکل اوست نه مزیت پیشنهادی برند! این دقیقا همان چیزی است که هر کسب و کار برای جذب مشتری نیاز دارد.

الگوهای موفق داستان سرایی در کسب و کار

رهبران بزرگ، معمولا داستان سرایان بزرگی نیز هستند؛ زیرا می‌دانند اگر ایده‌ها در قالب داستان ارائه شوند، بهتر پذیرفته می‌شوند. در در اینجا سه نفر از بزرگان دنیای تجارت که از داستان سرایی در کسب و کار در راستای رشد برند خود استفاده کرده‌اند را معرفی می‌کنیم.

گل سرسبد آن‌ها والت دیزنی است؛ رویاساز قهار کودکان و حتی بزرگترها! کسی که با داستان‌های جذاب جا پای خود را دل مخاطبان محکم کرده‌است.

ایلان ماسک، مدیرعامل و طراح تسلا و استیو جابز، بنیان‌گذار اپل به طرز هوشمندانه‌ای از داستان سرایی در کسب و کار خود بهره برده‌اند. این دو کمترین هزینه را برای تبلیغات برند خود متقبل شدند؛ چراکه داستان‌های بر سر زبان جامعه‌ی هدف آن‌ها، این ماموریت را انجام داده‌اند.

جایگاه داستان سرایی در کسب و کار از منظر یک آژانس دیجیتال مارکتینگ

داستان سرایی و روایت‌گری، راز ماندگاری برندها در کسب و کارهای دنیا امروز است. بهره‌گیری درست از اعجاز داستان در انواع بخش‌های یک آژانس دیجیتال مارکتینگ می‌توان رشد کسب و کارها را در پی داشته باشد. برخلاف تصور عموم، داستان سرایی به دپارتمان تولید محتوا محدود نمی‌شود. به عنوان مثال در استودیو چکاد، تمام دپارتمان‌ها از گرافیک گرفته تا مدیریت شبکه‌های اجتماعی نظیر اینستاگرام، در تلاشند تا راوی شایسته‌ای برای برند شما باشند تا به دنیا بگویید بی‌همتایید!

پیام بگذارید